یونسکو امیدوار است که الهام بخش جشن شعر در سراسر جهان باشد، زبان های در خطر انقراض را حفظ کند و بیان شاعرانه را در این روز تحریک کند. شاعران گذشته و حال مورد تجلیل قرار می گیرند و سنت های شفاهی شعر خوانی احیا می شود.
سیاست شرق _ امروز یکم فروردین، ۲۱ مارس، روزی است که ۲۵ سال پیش، مجمع عمومی سازمان ملل به پیشنهاد سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، روز ۲۱ مارس (سال ۱۹۹۹) را، با موافقت ۱۵٠ عضو،«روز جهانی شعر» نامگذاری کرد.
در بیانیه یونسکو آمده: «از افسانههای کهن و اسطورههای شفاهی گرفته تا مدرنترین شکلهای ترانه و ترانهسرایی، شعر همواره ابزار انتقال احساسات، دانش و ارزشهای فرهنگی بوده و با ضرباهنگ و موسیقی واژهها، مردمان سرزمینهای گوناگون را به یکدیگر پیوند داده است.»
این روز پیشنهاد و تصویب شد تا “به رسمیت شناختن و انگیزه تازه ای به جنبش های شعر ملی، منطقه ای و بین المللی بدهد.” یونسکو امیدوار است که الهام بخش جشن شعر در سراسر جهان باشد، زبان های در خطر انقراض را حفظ کند و بیان شاعرانه را در این روز تحریک کند. شاعران گذشته و حال مورد تجلیل قرار می گیرند و سنت های شفاهی شعر خوانی احیا می شود. خواندن، نوشتن، و آموزش شعر تشویق می شود و با سایر رسانه های بیان مانند موسیقی، نقاشی و غیره همگرا می شود.
واژه شعر به معنی “آگاهی” است و از آن “شعور و اشعار” (آگاهی دادن) مشتق میشود. شعر در ایرانزمین همواره آینه تمامنمای “پندارها و انگارههای هنروران” و “برجستهترین نماد و نمود آفرینش فرهنگی” بوده و به همه پدیدههای فرهنگی مزه و رنگ و بو داده است. فرهیختگان ما با شعر داستان ساخته، پند آموخته و پیچیدگیهای علمی را توضیح دادهاند. ایرانیان حتی برای آموزش دستور زبان عربی، قواعد آن را منظوم کردهاند.
شعر شکل زیبای بیان است. هیچ نوع ادبی دیگری به اندازه انتزاع شعر، انبوهی از احساسات و عواطف را ایجاد نمی کند. اعتقاد بر این است که اولین شعر با “حماسه گیلگمش” در سال ۲۰۰۰ قبل از میلاد ظاهر شده است، اما به احتمال زیاد شعر حتی قبل از گسترش سواد نیز وجود داشته است. انواع مختلف شعر در دوره های مختلف روند داشته و دستخوش دگرگونی هایی شده است. از غزل گرفته تا اشعار رپ، هدف اصلی شعر یکسان است – کشف شرایط انسانی و فراخوانی احساسات از طریق کلمات. شعر با معضلات وجودی نوع بشر طنین انداز می شود و ایده ها را از اعماق درون بیرون می کشد.
شعر همزمان زیرگذری برای انتقاد از نارساییهای اجتماعی بوده و به عنوان ابزاری برای ستایش و نکوهش انسانها، رویدادها و پدیدههای دیگر به کار رفته است. ما چه بسا با شعر دعا و نفرین میفرستیم، خود و شرایط پیرامون را بیان میکنیم، شادی و اندوه را با خود و دیگران در میان میگذاریم و آینده را به تصویر و تصور میکشیم. شعر از ریتم ها و تصاویر برای برانگیختن احساسات و تخیل خواننده استفاده می کند.
داریوش آشوری، فیلسوف و زبانشناس در کتاب “شعر و اندیشه” مینویسد: «شعر مهمترین عنصر هنری و رسانه فرهنگی در فضای فرهنگ ایرانی بوده است. شاعران در مرکزیترین جایگاه فرهنگی ایرانی قرار دارند. جایگاهی که فردوسی و مولوی و سعدی و حافظ در فرهنگ ایرانی و در دل و جان مردم آن داشتهاند، هیچ فرهنگآفرین دیگری نداشته است.»
شعر به گونه ای است مردم از هر فرهنگ می توانند با آن همذات پنداری کنند. شعر را می توان در تاریخ هر ملتی یافت و ما را تحت ارزش های مشترک و انسانیت مشترک گرد هم می آورد. ابتدایی ترین شعرها قدرت برانگیختن گفتگو را دارند.
اگر یونسکو، ۲۱ مارس، روز شعر را، هر ساله در شعبه پاریس خود برگزار میکند، ایرانیان چه بسا از دیرباز آغاز بهار را از جمله با تفالی به «حافظ»، شاعر بزرگ ایرانی، جشن میگیرند:
نوبهار است در آن کوش که خوش دل باشی
که بسی گُل بدمد باز و تو در گِل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین میدهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصهٔ دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصهٔ مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوعشمایل باشی
انتهای پیام